تبليغاتX
گذرگاه سکوت
اوووه؟؟؟

من چند وقته اینجا رو ول کرده بودم به امان خدا؟؟

چرا اینقدر زود گذشت همه چیز

از هفدهم آذر ۱۳۸۵ تا امروز..

چقدر اتفاقات افتاد

عجب ... عجب...

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:50 توسط سکوت |

تولد ٬ انسان ٬ زندگی ٬ فداکاری ٬ کار ٬ پول ٬ ایثار ٬ قدرت ٬ توطئه ٬ استثمار ٬ خیانت ٬ حرص ٬ قدرت ٬ قتل ٬ جنایت ٬ حرص ٬ قدرت ٬ غرور ٬ چپاول ٬ حرص ٬ جنایت ٬ خیانت ٬ مرگ٬ تولد ٬ انسان

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 1:29 توسط سکوت |

این روزها عجب روزهایی است.گویی در غروب خود توقف کرده است.خورشیدش نه طلوع می کند و نه غروب.ماهش بلاتکلیف در افق معلق مانده است.ابرها مانده اند بر جای.نه می بارند که پیام آور رویشی دوباره باشند نه می روند که آبی آسمان خود نمایی کند.همه چیز متوقف شده است.این همه برای من به کابوسی می ماند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 23:12 توسط سکوت |

امروز بلاگ نیوز یکساله شد.هر چند تا سالگرد آغاز همکاری من با بلاگ نیوز حدود ۲ هفته دیگر باقی است اما از این ۲ هفته فاکتور می گیرم و آغاز دومین سال همکاری خود را با بلاگ نیوز به خودم تبریک می گویم!

شرکت در یک حرکت جمعی و در یک فضای مجازی بدون آنکه شناختی عینی از همکاران و مدیران مربوطه داشته باشی اما خود را ملزم بدانی که تابع نظرات و در خواستهای آنها باشی تجربه و حکایت جالبی است.من که شخصا لذت بردم.تلاش و جستجو برای لینک دادن به مطلبی در خور و در عین حال تازه تنها و تنها با انگیزه ی بهتر شدن سایتی که یک عضو ساده  ی آن هستی زیبا ست .

همیشه از حذف شدن لینکهایم ناراحت و یا عصبانی می شدم و از دیدن عددی که در کنار گزینه پیام در زیر لینک خبری قرار داشت  خوشحال می شدم.

همیشه مترصد این بودم تا داغترین و تازه ترین اخبار در بلاگ نیوز لینک داده شود.به همین خاطر انواع خبر گزاریها را در هر چند دقیقه بار ها و بارها Refreshمی کردم تا مبادا خبری داغ و مهم از دستم در برود.

خوشحالم که هنوز  همین حس و حال را دارم و این یعنی هنوز به بلاگ نیوز که آغازین تجربه من برای شرکت در یک کار گروهی بزرگ(آری بزرگ و  در سطحی بین المللی) است وفادار مانده ام.این وفاداری به من اعتماد به نفس می دهد.

من امیدوارم این راه به تجربه های نوین بیانجامد و تمرینی باشد برای درک متقابل و تحمل عقاید و سلایق مختلف در یک محیط مجازی که نشانی از واقعیات بیرونی دارد.

این مهم با تدبر و ابتکار مدیران بلاگ نیوز و طراحی و راه اندازی انجمن بلاگ نیوز بعدی دیگر یافت و عقاید مختلف می توانند خواستها و تمایلات خود را به طور مستقیم و از طریق شرکت در بحثهای گونا گون مطرح نمایند و تنها با لینک دادن به ابراز عقیده و بیان نظر خود نپردازند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 1:12 توسط سکوت |

باز هم حادثه ای دیگر

باز هم جان انسانهایی که بیگناه پر کشیدند

باز هم سهل انگاری

به هر حال انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت 17:41 توسط سکوت |

سفری داشتیم به کاشان.از خانه های تاریخی آنجا بازدید کردیم.چه هنر و عظمتی داشت هنر معماری ایران تا همین ۲۰۰ سال پیش.در دوران قاجاریه که بی عرضه ترین و بی کفایت ترین سلسله ی حکومت ایرانی می شناسیمش.

با خودم فکر کردم که تا همین ۲۰۰ سال پیش ذوق و هنر ایرانی کجا بود و حالا کجا؟

این همه انحطاط و سقوط چرا؟

من قبلافکر می کردم اگر عظمت دوران هخامنشیان و ساسانیان دیگر تکرار نشدنی است به این خاطر است که اصالت ایرانی با هجوم اقوام مختلف خدشه دار شده است.اما با تماشای شکوه هنر ایرانی در دوره قاجار متوجه شدم که آن عظمت و شکوه نه برخاسته از اصالت ایرانی که متاثر از غنای فرهنگ ایرانی است.فرهنگی که یونانی و عرب و ترک و مغول را هم شیفته و وامدار خود ساخت.

چرا الان چنین نیست؟

چرا دروغ که زمانی در فرهنگ ایرانی در ردیف دشمن و خشکسالی بود الان در مقام زرنگی و به قول عامیانه یک نوع تیز بازی است؟!

چرا فریب و نیرنگ قسمتی از جزء جدا ناشدنی روش کسب و کار شده است.فروشنده و سرویس دهنده و مشتری و کار فرما  همه و همه برای اخذ منافع بیشتر به هم نارو می زنند و در مقام توجیه می گویند که اگر اینگونه عمل نکنی سرت کلاه خواهد رفت.

نمی دانم به کدامین سوی می رویم...

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 0:14 توسط سکوت |

دیشب در یکی از خیابانهای شهر  نیروی انتظامی جلوی ماشینهای مدل بالا با سرنشینان دختر و پسر  و با ظاهر آنچنانی را برای ارشاد کردن می گرفت ٬ دستشان درد نکند٬ به هر حال باید جامعه از این جرثومه ها پاک شود . بگذریم که ترافیک زیادی هم ایجاد شده بود و البته همان زمان دو خیابان بالاتر یک وانت در حال خالی کردن یک خانه بود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 22:35 توسط سکوت |

می دانستم که روزی در خلوت اندیشه گذر یاری می افتد که ما را در خود شکسته بود.در لابلای خاطرات او را گم کرده بودم که نگاه خسته اش ما را لبریز از خود کرد.او آمده بود تا ما را در ویرانه های غرورمان دفن کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 23:16 توسط سکوت |

و این است حکومت انسان بر زمین

    عکس را حذف کردم.حقیقتش خودم تحمل دیدنش را نداشتم

خدایا!...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:30 توسط سکوت |

در چهار راه زندگی عشق را دیدم که تمنا گدایی می کرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 23:51 توسط سکوت